العلامة المجلسي
520
حياة القلوب ( فارسي )
اخذ كردند : صبر را از ايّوب عليه السّلام ، وشكر را از نوح عليه السّلام ، وحسد را از فرزندان يعقوب عليه السّلام « 1 » . وبه سند معتبر منقول است كه جمعى اعتراض كردند به حضرت امام رضا عليه السّلام كه : چرا ولايتعهدى مأمون را قبول كردى ؟ فرمود : يوسف پيغمبر خدا بود واز عزيز مصر كه كافر بود سؤال كرد كه أو را از جانب خود والى گرداند ، چنانچه حق تعالى فرموده است قالَ اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ « 2 » يعنى : « گفت : مرا والى گردان بر خزينههاى زمين كه من حفظ مىنمايم آنچه در دست من است ، وعالم هستم به هر زبانى » « 3 » . ودر حديث معتبر منقول است كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود : صبر جميل كه حضرت يعقوب عليه السّلام فرمود ، صبري است كه هيچگونه شكايت با آن نباشد « 4 » . ودر حديث ديگر فرمود : يوسف عليه السّلام در زندان شكايت نمود به پروردگار خود از خوردن نان بىخورش ، ونان بسيار نزد أو جمع شده بود ، پس حق تعالى وحى نمود كه نانهاى خشك را در تغارى كند وآب ونمك بر آن بريزد ، چون چنين كرد آبكامه بعمل آمد ونان خورش خود نمود « 5 » . وبه سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : چون زليخا پريشان ومحتاج شد ، بعضي به أو گفتند : برو به نزد يوسف كه اكنون عزيز مصر است تا تو را أعانت كند ، پس جمعى به أو گفتند : مىترسيم اگر به نزد أو بروى آسيبى به تو برساند به سبب آزارها كه تو به أو رساندهاى . گفت : نمىترسم از كسى كه از خدا مىترسد .
--> ( 1 ) . عيون أخبار الرضا 2 / 45 ؛ صحيفة الإمام الرضا عليه السّلام 257 با كمي اختلاف . ( 2 ) . سورهء يوسف : 55 . ( 3 ) . علل الشرايع 238 ؛ عيون أخبار الرضا 2 / 139 . ( 4 ) . امالى شيخ طوسي 294 . ( 5 ) . كافى 6 / 330 .